کد خبر 125748
۲۱ فروردین ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰

ما از کانال شهید صیادشیرازی وارد عرصه توپخانه و ارتش شدیم

ما از کانال شهید صیادشیرازی وارد عرصه توپخانه و ارتش شدیم

شهید طهرانی‌مقدم در یکی از سخنرانی‌های خود روایت کرده بود که ما از کانال شهید صیاد شیرازی وارد عرصه توپخانه شدیم و به دستور شهید صیاد شیرازی وارد ارتش شدیم و اولین دوره عالی توپخانه را آموزش دیدیم و با مفاهیم توپخانه آشنا شدیم.

به گزارش خبرگزاری حیات، سردار شهید حسن تهرانی مقدم از دوستان و همرزمان سپهبد شهید علی صیاد شیرازی بود و این دو همیشه در عرصه‌های مبارزه چه در زمان جنگ تحمیلی و چه بعد از آن در داخل مرزهای جمهوری اسلامی با فعالیت‌ها و مبارزات بی نظیرشان خوش درخشیده‌‌اند. هر دو از سرداران شهیدی هستند که در جهادی بعد از هشت سال دفاع مقدس به شهادت رسیده‌اند. شهید صیاد شیرازی و شهید حسن طهرانی مقدم به واسطه همکاری های مختلفی که داشتند خاطرات مشترکی نیز با هم ساخته و ماندگار کردند.سردار امیرعلی حاجی‌زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران رابطه آن‌ها را اینگونه روایت می‌کند و می‌گوید: «اخلاق و زبان حسن طهرانی مقدم، حلال مشکلات و برطرف کننده موانع بود. در همان سال 61 که مسئولیت توپخانه را به همراه شفیع زاده برعهده گرفت، بیشترین ارتباط و نزدیکی را با شهید بزرگوار صیاد شیرازی داشت به گونه ای که در طول سال‌های دفاع مقدس، هروقت صیاد شیرازی، بنده و دیگر دوستان را می‌دید می‌گفت مراقب حسن باشید. من حسن را خیلی دوست دارم چون تعصب او به نظام و تعصب ملی او، فراتر از تعصب سازمانی است.»شهید طهرانی مقدم نیز ارادت بسیاری به مرد متواضع و مقتدر ارتش، صیاد شیرازی داشت و در یکی از سخنرانی‌های خود در سال 87 است در جمع پیشکسوتان توپخانه و موشکی سپاه ایران درباره این شهید والامقام می‌گوید: «من به نیکی و بزرگی یاد می‌کنم از شهید صیاد شیرازی، درآن زمان برتری درجبهه‌ها مطلقاً با تیپ‌های 9 گانه سپاه بود و کسانی که می‌جنگیدند بچه‌های تیپ‌های سپاه بودند که بعداً این تیپ‌ها تبدیل به لشگر شدند. برتری ارتش در دو بخش بود یکی در بخش‌های هوایی و هوا نیروز و یکی توپخانه، و ارتش حاضر نبود تحت هیچ شرایطی این برتری را از دست بدهد و وارد شدن ما به عرصه برتری ارتش خط ممنوعه‌ای بود که در آن زمان، علی رغم میل باطنی بسیاری از فرماندهان ارتش شهید صیاد شیرازی با همت و مردانگی و افق بلندی که داشتند این سد را شکستند و ما از کانال شهید صیاد شیرازی وارد عرصه توپخانه شدیم و به دستور شهید صیاد شیرازی وارد ارتش شدیم و اولین دوره عالی توپخانه را آموزش دیدیم و با مفاهیم توپخانه آشنا شدیم.»و در بخش دیگری از این سخنرانی نیز خاطره ای بازگو کرده و می‌گوید: «خاطره ای هم از شهید صیاد شیرازی خدمت عزیزان بگویم. ایشان شاگرد اول دوره آموزشی افسران اعزامی کشورهای خارجی به آمریکا در رسته توپخانه بودند. چندین کشور بودند که افسران خود را برای آموزش به آمریکا می‌فرستادند از ایران هم شهید صیاد شیرازی توسط سرلشگر مین باشیان اعزام شده بودند که در بین افسران کلیه کشورها ایشان شاگرد اول شدند. ایشان وقتی که به جلسه امتحان رفتند و امتحان برگزار شد و نتیجه‌ها آمد به نمره خودشان اعتراض داشتند چون نمره (A) نگرفته بودند شاگرد اول نمی‌شدند و یکی از شاگردهای کشورهای دیگر شاگرد اول می‌شد. مسئول آموزش گفتند دوباره امتحان می‌گیریم و شما با امتحان موفق حرف خودت را می‌توانی ثابت کنی.»ایشان گفتند: «وقتی که وارد اتاق مسئول آموزش شدم سوال‌ها را برای من نوشتند و از اتاق بیرون رفتند و من شروع کردم به پاسخ دادن سوالات. در همان هنگام دیدم کتابی که از روی آن سوال طرح شده بود روی همان میز است در همین حین که وسوسه شدم برای باز کردن کتاب و نوشتن جواب‌ها پیش خودم فکر کردم که حتماً به من اطمینان کرده است که کتاب را این جا گذاشته است؛ با خودم جنگیدم و گفتم هیچ چیزی بهتر از پاکی و صداقت نیست و سوالاتم را نوشتم تا تمام شد. در همین هنگام بود که دیدم از پشت پرده بیرون آمد و من را نگاه کرد و گفت شاگرد اول واقعی تو هستی و می‌خواستم امتحانت کنم من یاد گرفتم که صداقت از آن مسلمان‌هاست و به شما افتخار می‌کنم. و آن شخص آنقدر با لذت از شهید صیاد حرف می‌زد و تعریف می‌کرد که حد نداشت. این شهید بزرگوار با این پاکی‌اش حتی در کشورخارجی این باب را باز کرد و ما توانستیم بچه‌های باهوش و با استعداد خودمان را به دوره عالی توپخانه و فرهنگ عالی و مفاهیم کلاسیک بفرستیم و این چنین نیرویی وارد سپاه کنیم.»حسن عباسی نیز خاطراتی از سردار شهید حسن طهرانی‌مقدم و شهید صیاد شیرازی را روایت کرده است: «من شهید حسن تهرانی‌مقدم را بعد از جنگ و در دوره فعالیت‌های ستادی بین سال‌های 1370 تا 1375 شناختم. طی آن سال‌ها در تیم‌های بازرسی ستادکل نیروهای مسلح همراه شهید صیاد شیرازی برای بازرسی‌های عمومی‌اعزام می‌شدم.من در کمیته‌ی عملیات بودم و حاج حسن در بخش موشکی تیم‌های بازرسی بود. ما دونفر، چون سن‌مان از بقیه کمتر بود به‌عنوان جوان‌ترین افراد آن تیم 90 نفره‌ی بازرسی دوره‌ای از مجموعه‌ی نیروهای مسلح محسوب می‌شدیم. حاج حسن روحیه‌ خیلی شادی داشت و هرکجا توپ پلاستیکی پیدا می‌کرد، شروع به بازی می‌کرد. در طول این پنج سال بارها در ماموریت‌ها با هم همسفر و هم‌اتاق بودیم و روحیه‌ی ایشان بسیار شاد، زنده دل، معنوی و ممتاز بود.شهید صیاد شیرازی بسیار منظم بود و برای دقایق و ثانیه‌ها برنامه‌ریزی می‌کرد، در طول روزهای بازرسی که سه‌چهار روز طول می‌کشید، ایشان شب‌ها مجموعه گزارش‌های مکتوبی را که در طول روز جمع‌آوری شده بود بعد از شنیدن گزارش‌های شفاهی بررسی می‌کرد؛ این کار عموماً تا ساعت 2 نیمه شب طول می‌کشید و ایشان بعد از دوساعت خواب، نماز شب می‌خواند و بعد از دویدن و ورزش صبحگاهی نماز جماعت صبح به امامت خودشان اقامه می‌شد و بلافاصله سوار هلی‌کوپترها، قایق‌ها و خودروها می‌شدیم و برای بازرسی زمینی، دریایی، هوایی و موشکی و … می‌رفتیم.یک روز صبح روی ناو خارک بازرسی از نیروی هوایی، زمینی و دریایی هم‌زمان بود ایشان قبل از نماز شروع کردند به طرح این موضوع که هر کدام از گروه‌ها با چه وسیله ای بروند، چه ساعتی سوار شوند ،چه ساعتی کارها را انجام دهند و مثلاً راس ساعت 12 همه برای ناهار و نماز اینجا باشند.بعد از دو روز بازرسی عمده نیروها خسته بودند چرا که بیشتر آنها از قدیمی‌های نیروهای مسلح بودند و زود خسته می‌شدند. ایشان بعد از این صحبت‌ها مشغول اذان و اقامه شد و حسن تهرانی در میان اذان گفت: «همراه صیاد، بهشت، کنار حوض کوثر محشور نشوید صلوات بفرستید!»، همه با خنده صلوات فرستادند و شهید صیاد شیرازی گفت: «خیلی هم دلتان بخواهد!»، حسن هم در جواب گفت: «چی چی خیلی دلتان بخواهد؟! آنجا هم می‌خواهید بگوید ساعت 7 صبح برید تفریح کنید اما ساعت7و پنج دقیقه زود برگردید. اینجوری که فایده نداره».این شوخی در صبح اول وقتی که همه فرصت کمی‌ داشتند که بخوابند و با این وضعیت باید کار را شروع می‌کردند روحیه حاج حسن را می‌رساند، که همان‌زمان هم شوخی‌هایش معطوف به بهشت بود و به قول بچه‌های جنگ از اول نور بالا می‌زد» منبع:تسنیم

برچسب‌ها